تبدیل شدن به مناسب برای رویا

PDF قابل چاپ

قبل از اینکه وارد ITAA بشوم احساس می کردم از یک صخره سقوط کرده ام و شکسته و تنها در پایین دراز کشیده ام. فکر می کردم هیچ راهی وجود ندارد که خودم را از سوراخ تاریک شکستگی که احساس می کردم بیرون بیاورم. چیزی در من می دانست که بقای من به بالا رفتن از آن صخره و بیرون کشیدن خودم بستگی دارد، اما با اراده خودم باور نمی کردم حتی بتوانم شروع کنم. 

غرق و کتک خورده از شرم چشمانم را پنهان می کردم و سرم را به پهلو می انداختم. نگاهم را روی تصویر متحرک روی صفحه قفل می‌کردم، خودم را هیپنوتیزم می‌کردم، از حالت افتادگی‌ام جدا می‌شدم.

من شب بعد از پخش جریانی که تا ساعت 4 صبح به طول انجامید وارد ITAA شدم. با احساس شکستگی در پایین صخره از خواب بیدار شدم. من افسرده، مضطرب، ناامید و ناامید برای راه حل بودم. نمی توانستم خودم را از صفحه بیرون بکشم و نمی توانستم اینطور ادامه دهم. من وب سایت ITAA را پیدا کردم، دیدم در 10 دقیقه یک جلسه در حال انجام است و سوار شدم. 

آن روز چهره کسانی که در حال بهبودی بودند از پرتگاه آن لبه صخره بیرون آمد. من به صداهایی گوش دادم که با تجربه من طنین انداز شد و کمک خواستم. طناب ها شروع به ظاهر شدن کردند. افرادی که آشنا می شدند برای دیدار با من از آن پایین آمدند. یکی به من نوشیدنی عمیقی از ارتباط داد، در حالی که دیگری به من کمک کرد تا جراحاتم را بررسی کنم. دیگری مرا نشاند و سپس یکی دیگر گفت: "سعی کن بایستی." 

لرزان اما روی پای خودم توانستم بایستم. کسانی که در حال بهبود بودند گفتند: «در 12 قدم راهی برای خروج از این مکان وجود دارد. شما فقط باید آنها را یکی یکی ببرید." آنها طناب ها و سیستم های قرقره را به من نشان دادند. آنها گفتند: "شما مجبور نیستید به تنهایی از آنجا بالا بروید. کلیپ به این شخص. آنها کوهنورد خوبی هستند آنها می دانند چگونه از کتاب راهنما استفاده کنند.»

هنوز احساس می کردم که وزنه ای مرا پایین می کشد. من هوس کردم حالت تجزیه ای که تکنولوژی مرا با آن پوشانده باشد. احساس می‌کردم گرانش آسان‌ها از احساسات سخت و زندگی غیرقابل کنترل بیرون کشیده شده‌ام. در حالی که می خواستم در هیپنوتیزم صفحه غرق شوم، چشمانم به راه حلی بسیار قوی تر نگاه می کردند. این کلید بود یک قدم برداشتم از یک طاقچه بالا رفتم و در حالی که می خواستم خودم را بلند کنم، چیزی مرا بلند کرد. 

تا این مرحله، من معتقد بودم که برای بالا کشیدن خودم به اراده نیاز دارم، اما این باور یک تخیل بود. من جلسات و انجمن دارم. من یک برنامه ریکاوری دارم. من مراحل را دارم من با یک نیروی برتر از درک خودم رابطه دارم. من یک اسپانسر دارم من در سرتاسر دنیا افرادی دارم که می توانم در هر زمانی از روز با آنها تماس بگیرم. تمام نیروی این اهرم ها و طناب ها کاری را برای من انجام می دهد که هرگز به تنهایی نمی توانستم انجام دهم.

من هنوز قدم هایی در پیش دارم، برخی از آنها ترسناک و پیچیده به نظر می رسند. با این حال در مقطعی از این سفر من شروع به تجربه تناسب اندام کردم. تناسب قلب و ذهن؛ تناسب اندام معنوی که به من کمک می کند صعود کنم. دیوارهای محض وجود دارد، با چند دست نگهدارنده، اما من نمی توانم دور بیفتم. طناب من محکم به یاران بسته شده است. 

من کسی نیستم که این سفر را شروع کردم. شکستگی من در ابتدا مرا آماده کرد تا کمک بخواهم. زمانی که من وارد ITAA شدم و پیوسته به آن کمک می‌کردم، این کمک‌ها به تعداد زیاد رسید. همکاری با این پشتیبان باعث تناسب اندام من شده است. اکنون برای رویاپردازی مناسب هستم.


آخرین به روز رسانی صفحه در 3 سپتامبر 2023