درک هوشیاری، لغزش ها و عود در ITAA

تازه واردان به ITAA اغلب می پرسند "به معنای هوشیار بودن در برابر استفاده اجباری از اینترنت و فناوری چیست؟" این راهنما به منظور کمک به شفاف سازی مفهوم هوشیاری در ITAA، و همچنین چگونگی درک، پیشگیری و رشد از لغزش ها و عود در طول سفر بهبودی است. 

Sobriety در ITAA چیست؟

هوشیاری در ITAA یک فرآیند کشف است و برای هر یک از ما متفاوت به نظر می رسد. درک نیازهای هوشیاری شخصی ما کاری است که در گفتگو با سایر اعضا در دوران بهبودی انجام می دهیم و درک ما در طول زمان توسعه می یابد. 

به زبان ساده، هوشیاری پرهیز از استفاده اجباری از اینترنت و فناوری است. با این حال، نحوه درک یا تعریف «استفاده اجباری از اینترنت و فناوری» می‌تواند از عضوی به عضو دیگر متفاوت باشد.

یکی از ابزارهای رایج برای درک معنای متانت برای ما، نوشتن خطوط بالا، میانی و پایین است. این تمرین می تواند در بیان رفتارهای اعتیادآور شخصی ما مفید باشد. خطوط برتر فعالیت ها و رفتارهای مثبتی است که برای خود در زندگی و بهبودی می خواهیم و همچنین ابزار برنامه مان است که می توانیم در لحظات سخت به آنها تکیه کنیم. خطوط میانی موقعیت‌ها یا رفتارهایی خطرناک و تحریک‌کننده هستند که می‌توانند انگیزه‌هایی را برای استفاده اجباری یا وارد شدن به خطوط نهایی ما ایجاد کنند. خلاصه رفتارهای مخرب اینترنتی و فناوری است که وقتی شروع می‌کنیم، نمی‌دانیم چه زمانی متوقف می‌شویم و وقتی متوقف می‌شویم، نمی‌توانیم متوقف بمانیم. بسیاری از اعضا متانت را پرهیز از این رفتارها و موقعیت‌های اصلی تعریف می‌کنند. اطلاعات بیشتر در مورد خطوط بالا، میانی و پایین را می توان در ITAA یافت ابزارهای بازیابی صفحه

ما همچنین تعریف و تمرین یک چشم انداز مثبت و آرزومند برای متانت خود را مفید یافته ایم. به عنوان مثال، برخی از اعضا به دنبال تعامل با اینترنت و فناوری فقط در صورت لزوم هستند (مانند کار، امور مالی، سلامتی، بهبودی، بیان خلاقانه یا ارتباط هوشیارانه با عزیزان). به عبارت دیگر، مشاهده و رها کردن استفاده از اینترنت و فناوری که به ما کمک می‌کند از زندگی‌مان فرار کنیم یا احساساتمان را بی‌حس کنیم، تمرین می‌کنیم و در عوض به‌تدریج به دنبال ایجاد یک رابطه حداقلی و هدفمند با دستگاه‌هایمان هستیم. همچنین ممکن است کلماتی غیر از «ضروری» را پیدا کنیم که با نیازهای ما سازگارتر باشد، مانند «عمدی»، «ارزشمند»، «آگاهانه» یا «حداقل». ما با این اصول به عنوان یک خط برتر برخورد می کنیم، یک چشم انداز ایده آل برای اینکه چگونه می توانیم با اینترنت و فناوری تعامل داشته باشیم. 

تمرین این دستورالعمل‌ها می‌تواند به ما کمک کند تا در آگاهی از اینکه چه استفاده‌ای با ارزش‌های ما همسو است و چه خطراتی ما را به سمت استفاده اجباری سوق می‌دهد، رشد کنیم. وقتی مطمئن نیستیم که با یک رفتار اینترنتی و فناوری درگیر شویم یا نه، ممکن است از خود بپرسیم که آیا کاری که می‌خواهیم انجام دهیم برای داشتن یک زندگی سالم ضروری است، آیا می‌توان بدون فناوری به اهدافمان دست یافت، یا اینکه اکنون زمان مناسب برای شرکت در این فعالیت همچنین ممکن است از خود بپرسیم که با انجام این کار چه چیزی به دست می آوریم، اگر این کار را انجام ندهیم چه اتفاقی می افتد، و اگر همچنان احساس می کنیم ادامه دادن مهم است، ایمن ترین راه برای تعامل چیست. این سوالات به ما کمک می کند تا شهود خود را بسازیم و بین استفاده هوشیارانه و هدفمند از یک سو و استفاده غیر ضروری و پرخطر از سوی دیگر بهتر تمایز قائل شویم. 

رویکردهای شخصی ما نسبت به متانت ممکن است کاملاً متفاوت از آنچه در اینجا ذکر شده است به نظر برسد. از همه رویکردها در ITAA استقبال می شود. صرف نظر از اینکه از چه ابزارها یا چارچوب هایی برای درک متانت استفاده کنیم، دریافتیم که مهمترین عنصر در کشف اینکه متانت برای ما چگونه به نظر می رسد صداقت با خود، شخص دیگر و قدرت بالاتر درک خودمان است. اگر صادقانه به دنبال حقیقت باشیم، درمی یابیم که ناگزیر به تعریف متانتی می رسیم که به عنوان یک فرد در خدمت ماست. ما به طور منظم با سایر اعضا از طریق جلسات و تماس های ارتباطی ارتباط برقرار می کنیم. ما می‌توانیم به ویژه از اتصال به اعضایی با متانت بلندمدت و پایدار که «آنچه ما می‌خواهیم دارند» سود ببریم. با به اشتراک گذاشتن صادقانه تجربیات خود و شنیدن آنچه برای دیگران مفید بوده است، شهود ما تقویت می شود و به مرور زمان رابطه ما با متانت روشن تر می شود.

اشکالی ندارد اگر این سفر زمان ببرد. اینکه چگونه متانت را می بینیم برای بسیاری از ما به تدریج تغییر کرده است. فعالیتی که سال گذشته ایمن بود ممکن است سال آینده ناامن باشد. ممکن است لحظه ای متوجه شویم که فعالیت خاصی که به عنوان "هوشیار" در نظر گرفته بودیم، در تمام مدت اجباری بوده است. همه اینها بخشی از فرآیند است و نشانه بهبودی است.

تعاریف متانت ما خود ابزار و ابزاری برای رسیدن به هدف هستند. با این حال ما هوشیاری را تعریف می کنیم، بازیابی واقعی از انجام 12 مرحله ITAA و استفاده از سایر منابع برنامه حاصل می شود.

روز شماری

وقتی به درک هوشیاری می رسیم، ممکن است از خود بپرسیم که آیا می خواهیم تعداد روزهایی را که هوشیار بوده ایم بشماریم؟ 

برخی از ما اجتناب از شمارش روزهای هوشیاری را مفید دانسته‌ایم، حداقل در 90 روز اول برنامه‌مان، زمانی که هنوز در حال یادگیری معنای هوشیاری هستیم. در عوض، ما صرفاً روی هوشیار ماندن تمرکز می‌کنیم و در پایان هر روز در دفتر خاطرات خود ثبت می‌کنیم که آیا احساس هوشیاری می‌کنیم یا نه، یا اینکه چقدر هوشیار یا ناتوان در برابر فعالیت‌های مختلف اینترنتی و فناوری احساس می‌کنیم. این تمرین به ما کمک می‌کند صادقانه و در لحظه بمانیم و بهبودی را مقدم بر غرور کنیم که گاهی ممکن است با روز شماری یا شرم ناشی از از دست دادن یک روز احساس کنیم. 

علاوه بر این، برخی از ما ممکن است احساس نکنیم که بهبودی ما را می توان در قالب یک دوتایی شدید بین متانت و اجبار بیان کرد. ممکن است در هر روز احساس «هوشیارتر» یا «اجبارتر» کنیم، و بنابراین ممکن است به این دلیل روز شماری نکنیم. در تمرین این خودآگاهی، ما به دنبال تعمیق صداقت خود هستیم و مراقب خودداری از استفاده از این مناطق خاکستری برای توجیه اجبار هستیم. 

برای سایر اعضا، شمارش روزها می‌تواند به ما کمک کند تا در برابر هم‌طلاقان خود پاسخگو باشیم و میزان پیشرفت را به ما بدهد. شمارش روزها می تواند به ما انگیزه دهد، به ما کمک کند تا نقاط عطف را جشن بگیریم، و هنگامی که به تعهدات خود در مورد متانت عمل نکرده ایم، وضوح را به ما بدهد.

نکته مهمی که باید بدانیم این است که هیچ یک از گزینه ها بهتر از دیگری نیست. در نهایت، هشیاری یک روز در یک زمان اتفاق می‌افتد و نیازی نیست خودمان را به هم ببندیم تا بفهمیم چند روز داریم یا نداریم. آنچه مهم است این است که بتوانیم موفقیت ها و ناکامی های خود را با صداقت کامل به اشتراک بگذاریم و در لحظه کنونی هوشیار زیستن را تمرین کنیم.

لغزش ها و عود: چگونه از آنها جلوگیری کنیم

همانطور که در حال بهبودی هستیم، ممکن است دچار لغزش یا عود شویم. این اصطلاحات تعاریف "رسمی" ندارند. همانطور که گفته شد، بسیاری از اعضا از اصطلاح "لغزش" برای اشاره به عود کوتاه یا ناخودآگاه رفتار ناسالم و "عود" برای اشاره به بازگشت کامل و آگاهانه به الگوهای مخرب خود پس از یک دوره پرهیز استفاده می کنند. در حالی که ممکن است از نظر بزرگی متفاوت باشند، لغزش ها و عود هر دو نشان دهنده یک چیز هستند: ما به رفتارهای مضری بازگشته ایم که نمی توانیم با خیال راحت در آن انجام دهیم.

ما دریافته ایم که انجام تمام اقدامات ممکن برای جلوگیری از لغزش ها و عود بیماری برای ما بسیار مهم بوده است. مهم است که به یاد داشته باشید که عود یک فرآیند است، نه یک رویداد. با یک سری تغییرات ظریف‌تر شروع می‌شود که می‌تواند در طی ساعت‌ها، هفته‌ها یا ماه‌ها رخ دهد. اگر متوجه هر یک از علائم زیر شدیم، می تواند نشان دهنده این باشد که به سمت عود می رویم:

  • ما به طور منظم در جلسات شرکت نمی کنیم.
  • ما تماس های ارتباطی منظم با سایر اعضا را متوقف کرده ایم.
  • ما دائماً درگیر رفتارهای خط وسط هستیم.
  • ما کار با حامی یا همکار خود را متوقف کرده ایم.
  • ما از سرمایه‌گذاری زمان برای قدم‌های خود دست برداشته‌ایم.
  • ما روال عادی و شیوه های مراقبت از خود را متوقف کرده ایم.
  • ما احساس می کنیم که مشکل اینترنت و فناوری خود را حل کرده ایم و دیگر نیازی به حمایت دیگران نداریم.
  • چیزی بر بهبودی ما اولویت دارد، مانند یک شغل جدید، رابطه، جابجایی، بیماری یا رویدادهای دیگر زندگی. 
  • ما خاطرات، اصرارها یا تخیلات را در مورد رفتارهای اصلی خود تجربه می کنیم.
  • ما دعا و/یا مراقبه را متوقف کرده ایم.
  • ما یک تماس آگاهانه با نیروی برتر خود احساس نمی کنیم.
  • ما مرتباً با موقعیت‌های استرس‌زا یا موقعیت‌هایی مواجه می‌شویم که ما را با رنجش یا ترس در تماس قرار می‌دهند. 
  • ما در حال تجربه یک دوره افزایش قرار گرفتن در معرض استفاده از فناوری ضروری هستیم.

وقتی متوجه این علائم می شویم، دریافتیم که ضروری است با جدیت و فوریت پاسخ دهیم. با بیرون آمدن از الگوهای ناخودآگاه خود قبل از آنها به نظر می رسد فوری، ما به خودمان این فرصت را می دهیم که مسیر را اصلاح کنیم. اگر صبر کنیم تا لغزنده ما را به درگاه بازگشت برساند و برای نجات ما فقط به اراده خود تکیه کنیم، دیگر دیر شده است.

این‌ها اقدامات پیشگیرانه‌ای هستند که به ما کمک کرده‌اند وقتی متوجه می‌شویم که از مسیر بهبودی خود منحرف می‌شویم، از عود بیماری جلوگیری کنیم:

  • ما با سایر اعضا تماس می گیریم و صادقانه آنچه را که اتفاق می افتد به اشتراک می گذاریم. ما به آنها اعلام می کنیم که می خواهیم این علائم هشدار دهنده را جدی بگیریم. 
  • ما در جلسات شریک هستیم. ما آشکارا به اشتراک می گذاریم که احساس می کنیم دچار لرزش هستیم، زیرا می دانیم که صداقت و آسیب پذیری ما به دیگران کمک می کند. ما غرور و تصویر خود را کنار می گذاریم، با اعتماد به اینکه پذیرفته شده و مورد حمایت قرار خواهیم گرفت.
  • ما برای تماس با هر نیاز، رنجش، احساس یا استرسی که ممکن است در حال سرکوب آن باشیم، دفتر یادداشت می کنیم. ما در مورد هر اصراری که داریم یا رفتارهای غیر مفیدی که انجام می دهیم می نویسیم.
  • ما در مورد تغییراتی که ایجاد خواهیم کرد، تعهدات ملموسی نسبت به سایر اعضا داریم. برای مثال، ممکن است متعهد شویم که به طور منظم در جلسات شرکت کنیم، تماس‌های ارتباطی برقرار کنیم، کارهای مرحله‌ای انجام دهیم یا به کارهای روزمره و مراقبت از خود برگردیم. ما خود را تحت الشعاع قرار نمی دهیم، اما با تکیه بر حمایت دیگران، اقدام می کنیم. 
  • ما هر گونه فکر، عمل، ابزار، روابط یا رفتاری را که ما را از بهبودی دور می کند، تسلیم می کنیم.
  • زمانی که احساس لرزش می کنیم از همه صفحه ها فاصله می گیریم، به خودمان اجازه می دهیم چند ساعت، یک روز، یک آخر هفته یا بیشتر از فناوری دور باشیم تا به بازیابی جایگاه خود و بهبود تماس آگاهانه خود با نیروی برترمان کمک کنیم.
  • ما یک روز بهبود می‌یابیم. ما از خود می پرسیم برای این روز چه کاری می توانیم انجام دهیم تا هوشیار بمانیم. 
  • ما به دنبال تقویت ارتباط خود با نیروی برترمان هستیم، برای مثال، از طریق تعهد مجدد به دعای منظم و/یا مراقبه.

با تجمیع تلاش‌ها و انرژی‌های خود در آگاهی و پیشگیری، به جای مقاومت و قدرت اراده، رسیدن به هوشیاری پایدار و طولانی‌مدت و حفظ آن را ممکن کرده‌ایم.

لغزش ها و عودها: چگونه می توان از آنها بهبود یافت

علیرغم تمام تلاش‌هایمان، ممکن است همچنان در حین حرکت به سوی هوشیاری طولانی‌مدت، لغزش یا عود را تجربه کنیم. وقتی این اتفاق می افتد چه کنیم؟

به عنوان اولین گام، ما به طور کامل آنچه اتفاق افتاده است را تصدیق کرده و می پذیریم. به جای کم اهمیت جلوه دادن اعمال خود، یا اغراق در آنها تا اندازه های دراماتیک، می پذیریم که دقیقاً آنچه اتفاق افتاده است در واقع اتفاق افتاده است - نه بیشتر و نه کمتر. به ویژه، نوشتن آنچه اتفاق افتاده می تواند به ما کمک کند تا در این زمینه شفافیت پیدا کنیم. 

یکی از مفیدترین اقداماتی که می‌توانیم بعد از یک لغزش یا عود بیماری انجام دهیم، این است که صادقانه با سایر معتادان به اینترنت و فناوری در تماس‌های ارتباطی و در جلسات به اشتراک بگذاریم. ما این را ضروری یافته‌ایم - نتوانسته‌ایم لغزش‌ها و عودهایمان را برای خود نگه داریم و متانتی پایدار پیدا کنیم. در دوران بهبودی، ما نقاب‌هایمان را رها می‌کنیم و می‌خواهیم دیگران ما را درک کنند. با در میان گذاشتن صادقانه با دیگران، حتی در پست ترین لحظات، نیاز خود را به پنهان شدن از دیگران و خودمان رها می کنیم. با درخواست و دریافت کمک، می‌توانیم قدرت و حمایت لازم برای بهبودی از اعتیاد خود را دریافت کنیم. صداقت ما را آزاد می کند و هر لحظه فرصتی برای شروعی تازه است.

پس از یک لغزش یا عود، ممکن است احساس شرم کنیم. در این لحظه، می‌توانیم به یاد بیاوریم که شکست‌های ما شکست اخلاقی نیست. همانطور که عبارت 12 مرحله ای می گوید: "ما افراد بیمار هستیم که سعی می کنیم خوب شویم، نه افراد بدی که سعی می کنیم خوب شویم". ما در حال بهبودی هستیم زیرا با اعتیاد مبارزه می کنیم: یک بیماری حیله گر، گیج کننده و قدرتمند. ما معتاد بودن را انتخاب نکردیم و نیازی هم نداریم که خودمان را به خاطر داشتن این وضعیت مورد ضرب و شتم قرار دهیم. ما ممکن است انگیزه داشته باشیم که خودمان را شرمنده کنیم تا از تکرار رفتار خود جلوگیری کنیم، اما متوجه شده ایم که خود شرمساری چرخه سمی را که بیماری ما در آن رشد می کند تقویت می کند و ما را به انزوا، جدایی، درد و خودکنترلی سوق می دهد. . با پذیرش خود و رها کردن شرم، می‌توانیم از این چرخه سمی خارج شویم و تلاش‌های بهبودی خود را تقویت کنیم. و هنگامی که صادقانه با سایر اعضای خود در میان می گذاریم، متوجه می شویم که با عشق و درک پذیرفته شده ایم.

ما همچنین از توجه و پذیرش هر هیجان دیگری که در ما وجود دارد سود می بریم. برای مثال، ممکن است احساس خستگی، تحریک، اندوه، ناامیدی، بی حسی، عصبانیت یا افسردگی داشته باشیم. این احساسات ممکن است طول بکشد، گاهی اوقات هفته ها، و ما می توانیم صبر، شفقت به خود و پذیرش را تمرین کنیم. در اینجا نیز، نوشتن ابزار قدرتمندی برای به دست آوردن وضوح در مورد آنچه در سطح فیزیکی، احساسی و معنوی تجربه می کنیم است.

عود ما ممکن است باعث شده باشد که خواب، بهداشت، غذا خوردن یا دیگر جنبه های سلامت جسمانی خود را نادیده بگیریم. ما نسبت به خود نگرش محبت آمیز و مهربانانه داریم و اقدامات مناسبی برای رفع نیازهای جسمانی خود انجام می دهیم. 

پس از یک لغزش یا عود، ممکن است برای کمک به اتصال مجدد به بدن، احساسات و قدرت برترمان، ارتباط خود را برای یک یا دو روز یا بیشتر قطع کنیم.

فراتر از پذیرفتن آنچه اتفاق افتاده است، ما همچنین به دنبال آن بوده ایم که قدردانی را برای بازگشت خود و آنچه که می تواند به ما بیاموزد، تمرین کنیم. به جای اینکه شکست‌هایمان را شکست ببینیم، همیشه فرصتی برای یادگیری چیزهای جدیدی در مورد خود و نیازهای بهبودی‌مان هستند. در اینجا چند سوال برای کمک به رشد خود پرسیده ایم: 

  • چه چیزی می توانم از این تجربه بیاموزم؟ 
  • این قسمت اجباری از چه زمانی و از کجا شروع شد و چه عوامل، رفتارها یا موقعیت‌هایی در آن نقش داشتند؟ 
  • چه چیزی را در برنامه ریکاوری خود از دست داده بودم؟
  • کجا مراقب خودم نبودم؟
  • چه عادت های ناسالمی را حفظ کرده ام؟
  • چه منابع جدیدی از استرس وارد زندگی من شد؟
  • دفعه بعد که در موقعیتی مشابه قرار گرفتم چه کاری را می توانم انجام دهم؟ 
  • آیا برنامه‌های عملی، ابزارهای بهبودی، یا سایر اقدامات پیشگیرانه وجود دارد که بتوانم برای پیشرفت در بهبودی خود انجام دهم؟
  • آیا عادت ها، رفتارها، ابزارها، روابط یا تعهداتی وجود دارد که باید آنها را رها کنم تا بتوانم بهبودی خود را بهتر در اولویت قرار دهم؟
  • در چه زمینه هایی از زندگی ام می توانم ارتباط آگاهانه خود را با نیروی برترم تقویت کنم؟ 
  • چگونه می توانم اصول معنوی (مانند صداقت، گشاده رویی و تمایل) را در تمام جنبه های زندگی خود بهتر تمرین کنم؟

پس از عود، بررسی دقیق قدم اول را مفید دانستیم: ما اعتراف کردیم که در برابر اعتیاد خود ناتوان بودیم و زندگی ما غیرقابل کنترل شده بود. گام اول فرصتی غنی برای بررسی خود و وضعیت خود به ما می دهد. چهار سوال زیر می تواند به ما کمک کند تا در مرحله اول در مورد رابطه خود فکر کنیم:

  1. از چه راه‌هایی، در صورت وجود، باور دارم که بر اعتیادم قدرت دارم، و از چه راه‌هایی می‌توانم مصرف خود را کنترل کنم و/یا پیامدهای آن را مدیریت کنم؟ (در پرسیدن این سوال، به خود اجازه می‌دهیم کاملاً صادق باشیم، به آنچه هست توجه کنیم و هرگونه شک و تردیدی را که ممکن است در مورد قدم داشته باشیم بپذیریم. ما سعی در رد این افکار نداریم.)
  2. از چه جهاتی در برابر اعتیادم ناتوان هستم و از چه جهاتی زندگی ام را غیرقابل کنترل می کند؟
  3. آیا آماده‌ام که استفاده اعتیادآور از اینترنت و فناوری را کنار بگذارم؟
  4. آیا حاضرم برای بهبودی دست به هر کاری بزنم؟

علاوه بر این سؤالات، ممکن است سؤالات مرحله اول دیگری را نیز بررسی کنیم منابع مرحله ای در وب سایت ITAA هنگامی که دچار لغزش یا عود شده ایم، از جستجو و نوشتن در مورد سؤالات مرحله اول جدیدی که قبلاً با آنها کار نکرده ایم، سود برده ایم.

پس از نوشتن پاسخ به این سوالات مرحله اول، نوشته خود را با صدای بلند برای یکی دیگر از اعضا می خوانیم.

خواندن ادبیات سایر برنامه‌ها در مورد سه مرحله اول نیز می‌تواند به ما کمک کند تا وضعیت خود و تغییراتی را که برای حرکت رو به جلو به آن نیاز داریم را به طور کامل بشناسیم. یک مکان عالی برای شروع، فصل 3 از کتاب بزرگ الکلی های گمنام است، بیشتر درباره الکلیسم

همانطور که از یک عود خارج می شویم، خود را برای کناره گیری آماده می کنیم. ما می پذیریم که علائم ترک ممکن است وجود داشته باشد، و آگاهانه تصمیم می گیریم که بهبودی خود را بالاتر از سایر مسئولیت ها برای 2-4 هفته آینده قرار دهیم. برای مطالعه بیشتر در مورد انصراف، ما پیشنهاد می کنیم بورسیه ما را بخوانید راهنمای برداشت.

آیا باید تعداد روزم را بازنشانی کنم؟

همانطور که در بالا ذکر شد، همه ما "زمان هوشیاری" خود را حساب نمی کنیم. برای کسانی از ما که در حال شمارش روزهای هوشیاری هستیم، یک لغزش یا یک عود ممکن است ما را به این فکر کند که آیا باید شمارش روز خود را دوباره تنظیم کنیم. ممکن است از خودمان بپرسیم «آیا این یک لغزش بود؟ آیا این یک عود بود؟ اصلا چیزی بود؟» 

این سوالات می‌توانند باعث اضطراب و فشار شوند و ممکن است مانع از صداقت کامل ما با خود و دیگران شوند. برای مقابله با این موضوع، بسیاری از ما مفید دانسته‌ایم که یک هفته قبل از تصمیم‌گیری درباره چه برچسبی برای ارائه تجربه خود، در صورت وجود، و اینکه آیا می‌خواهیم تعداد روز خود را بازنشانی کنیم، صبر کنیم. در این بین، ما صادقانه در مورد آنچه اتفاق افتاده است با دیگران در میان می گذاریم. با گذشت زمان و نظرات دیگران، متوجه می شویم که می توانیم به یک تصمیم منطقی و صادقانه برسیم. در اینجا تصمیماتی وجود دارد که ممکن است به آنها برسیم، اگرچه این فهرست جامع نیست:

  • اگر پس از بررسی متوجه شدیم که آگاهانه تعهدات متانت خود را نادیده گرفته‌ایم و به رفتارهای مضری که نمی‌توانیم با خیال راحت انجام دهیم بازگشته‌ایم، ممکن است بازنشانی شمارش روزمان مفید باشد. مانند افراد الکلی که بعد از اولین جرعه، نه یک بار مست، شمارش خود را دوباره تنظیم می کنند، متوجه شده ایم که جدی گرفتن تعهدات متانت خود در دراز مدت به ما کمک می کند.
  • به طور مشابه، ما ممکن است کاری انجام داده باشیم که از نظر فنی مغایر با «مطابق قانون» نباشد، اما در لحظه می‌دانستیم که عملاً مشابه یک رفتار مشکل‌ساز اساسی است که متعهد شده بودیم از آن اجتناب کنیم. در این موارد، ممکن است شمارش روز خود را بازنشانی کنیم و زبان تعریف هوشیاری خود را طوری تنظیم کنیم که شامل این موقعیت‌ها شود.
  • از سوی دیگر، گاهی ممکن است از نظر فنی بر خلاف «قانون» عمل کرده باشیم، اما اقدام ما هوشیارانه و مستدل بوده و نه بر اساس روحیه رفتار مشکل‌آفرین زیربنایی که از آن پرهیز می‌کنیم. در این موارد، ممکن است تصمیم بگیریم که شمارش روز خود را بازنشانی نکنیم، و زبان صحبت‌های خود را تنظیم می‌کنیم تا روشن کنیم که چه چیزی می‌توانیم با هوشیاری درگیر شویم و چه چیزی را نمی‌توانیم. همچنین ممکن است متعهد شویم که اگر در موقعیت‌های مشابهی در آینده قرار گرفتیم، رزرو کنیم یا با عضو دیگری صحبت کنیم، تا بتوانیم آگاهانه و صادقانه تعاریف هوشیاری خود را قبل از انجام رفتارهای نامطمئن تنظیم کنیم.  
  • ممکن است به طور خودکار و ناخودآگاه درگیر یک رفتار مشکل ساز شده باشیم و به محض اینکه متوجه شدیم داریم انجام می دهیم، فورا متوقف شده ایم. ممکن است تصمیم بگیریم در این موارد شمارش هوشیاری خود را بازنشانی نکنیم، اگرچه رویداد را جدی می‌گیریم و هرگونه تغییری را که می‌توانیم در بهبودی خود ایجاد کنیم، بررسی می‌کنیم تا از تکرار آن جلوگیری کنیم.
  • گاهی اوقات ما با یک رفتار کاملاً جدید در اینترنت و فناوری روبرو شده ایم و متوجه شده ایم که به طور غیرمنتظره ای ما را به وسواس واقعی می کشاند. در این موارد، ممکن است تصمیم بگیریم که شمارش هوشیاری خود را بازنشانی کنیم یا نه، اما مهم است که رفتار جدید را به تعریف خود از استفاده اجباری اضافه کنیم و متعهد به پرهیز از آن باشیم.

این پیشنهادات نمونه هایی از تصمیماتی هستند که می توانیم اتخاذ کنیم. آنها قوانین نیستند باز هم دریافته‌ایم که نظرات دیگران برای کمک به درک مسیری که باید طی کنیم ضروری است. همانطور که تصمیم به تنظیم مجدد تعداد روز خود را در نظر می گیریم، از خود می پرسیم که چه تصمیمی بیشتر به رشد ما در بهبودی کمک می کند. ما به یاد داریم که شمارش روزها فقط ابزار دیگری است - این خود متانت نیست. اگر ما بیش از حد به مسائل فنی معطل می شویم، ممکن است بخواهیم سعی کنیم 90 روز هوشیاری را در نظر نگیریم و در عوض فقط روی بهبودی یک روز در زمان تمرکز کنیم.

توسعه هوشیاری ما

همانطور که در مسیر بهبودی حرکت می کنیم، درک ما از هوشیاری همچنان تقویت، عمیق تر و واضح تر خواهد شد. همانطور که از رفتارهای مشکل‌ساز خودداری می‌کنیم که در ابتدا ما را به ITAA رساند، ممکن است فعالیت‌های اجباری جدیدی را کشف کنیم که شروع به ایجاد مشکلات برای ما می‌کنند، یا ممکن است نیازهای بهبودی ما به روش دیگری تغییر کند. در حالی که این امر می تواند دلسرد کننده به نظر برسد، ما رشد کرده ایم که این را بخش مهمی از روند درمان خود می بینیم. مانند باغبانی که صبورانه از باغ خود مراقبت می کند، ما به آرامی یاد می گیریم که روش های اجباری فکر و عمل خود را از بین ببریم و در عوض به نیروی برتر خود و ابزارهای برنامه خود برای راهنمایی، ایمنی و قدرت تکیه کنیم. 

به منظور حفظ پرهیز خود با تغییر و توسعه نیازهایمان، مفید است که به طور منظم مدل متانت خود را مرور کنیم و بررسی کنیم که چقدر به ما خدمت می کند. ما از بحث در مورد پرهیز خود هر چند ماه یکبار با حامی مالی، حامی مالی مشترک یا یکی دیگر از اعضای ITAA سود می بریم. در اینجا چند سوال وجود دارد که از خود می پرسیم:

  • آیا احساس می‌کنم تعریف من از متانت این است که رفتارهای اعتیادآور من را به خوبی توصیف می‌کند؟
  • آیا جاهایی وجود دارد که مدل متانت من خیلی مبهم یا خیلی خاص باشد؟ آیا من از حفره هایی در مدل متانت خود استفاده کردم تا رفتاری انجام دهم که برایم هوشیار نبود؟
  • آیا رفتارهای دیگری وجود دارد که من به صورت اجباری انجام می دهم؟ اینها ممکن است رفتارهای جدید اینترنت و فناوری یا سایر رفتارهای اجباری مانند رابطه جنسی، غذا خوردن، مطالعه، وابستگی به هم، کار، سوء مصرف مواد و غیره باشد.
  • آیا متانت را با کمال اشتباه می کنم؟ آیا من از تعریف هوشیاری خود به عنوان راهی برای کنترل خودم یا کتک زدن خودم استفاده می کنم؟ 
  • آیا تغییرات دیگری وجود دارد که بخواهم در مدل هوشیاری یا برنامه بهبودی خود ایجاد کنم؟

بسیاری از اعضا متوجه می شوند که راه به سوی پرهیز پایدار ممکن است همیشه مسیری مستقیم و هموار نباشد. وقتی یک رفتار مشکل ساز فناوری را کنار می گذاریم، اجبار ما ممکن است در یک رفتار فناوری متفاوت بیان شود. با برقراری ارتباط صادقانه با سایر اعضا و انجام دوازده قدم، ساختن یک برنامه زنده را تمرین می‌کنیم که به ما کمک می‌کند تا با هر رفتار اجباری جدیدی که آن‌ها را کشف می‌کنیم، کار کنیم و توانایی ما برای هوشیار ماندن در دراز مدت را بهبود بخشد.

در اولین ورود به ریکاوری، معمول است که نگرش "چقدر می توانم قبل از سقوط از صخره به حالت عود فرار کنم؟ بسیاری از ما با هوشیاری پایدار، در طول زمان، نگرش جدیدی را اتخاذ کرده‌ایم:چقدر می توانم از صخره دور شوم؟ به عبارت دیگر، ما تمایل داریم که رفتارهای فناوری بسیار بیشتر از آنچه در ابتدا ضروری به نظر می رسد را کنار بگذاریم.  

متانت معنوی

در حالی که برای بهبودی باید پرهیز را پیدا کنیم، متانت چیزی بیش از پرهیز به تنهایی است. این آرامشی است که از پرهیز مداوم و تعهد ما به برنامه معنوی دوازده قدم ITAA ناشی می شود. تجربه ما از آن یک صلح پایه بوده است. فقدان اضطراب، ترس یا فوریت؛ و توانایی برخورد آرام و مستقیم با چالش ها، دستیابی به اهدافمان، انجام تعهدات و زندگی با ارزش هایمان. ما روابط صادقانه با خود و دیگران را تجربه کرده ایم و احساسی را تجربه کرده ایم زنده بودن، از بودن در دنیا

هوشیاری درازمدت شامل کشمکش ها و ضعف های عاطفی نیز می شود. در دوران نقاهت، این امکان را پیدا کرده‌ایم که حتی در میان چنین لحظات سختی پرهیز کنیم و در کنار خود، اطرافیان و چالش‌هایی که با آن روبرو هستیم، حضور داشته باشیم. با انجام این کار، بهتر می‌توانیم طیف کامل تجربیات خود را تجربه کرده و با آن درگیر شویم.

مهمتر از همه، در هوشیاری احساس می کنیم واقعاً از اعتیاد خود رها شده ایم. ما تجربه ما از این آزادی را دقیقاً با وعده های قدم دهم نوشته شده در کتاب بزرگ الکلی های گمنام، صفحات 84-85 به تصویر می کشیم:

و ما از مبارزه با هر چیزی یا هر کس، حتی الکل، دست برداشته ایم. زیرا تا این زمان سلامت عقل بازگشته است. ما به ندرت به مشروب علاقه مند خواهیم شد. اگر وسوسه شد، مثل شعله داغ از آن عقب می نشینیم. ما عاقلانه و عادی واکنش نشان می دهیم و متوجه می شویم که این اتفاق به طور خودکار رخ داده است. خواهیم دید که نگرش جدید ما نسبت به مشروب بدون هیچ فکر و تلاشی از جانب ما به ما داده شده است. تازه می آید! این معجزه آن است. ما نه با آن مبارزه می کنیم و نه از وسوسه اجتناب می کنیم. ما احساس می کنیم که در موقعیت بی طرفی قرار گرفته ایم - امن و محافظت شده است. ما حتی قسم نخورده ایم. در عوض، مشکل برطرف شده است. برای ما وجود ندارد. ما نه مغرور هستیم و نه می ترسیم. این تجربه ماست. تا زمانی که در شرایط روحی مناسب قرار داشته باشیم، این گونه واکنش نشان می دهیم.

تجدید چاپ از کتاب الکلی های گمنام
حق چاپ © 1939، 1955، 1976، 2001 توسط AA World Services, Inc.
تمامی حقوق محفوظ است.

و بنابراین ما روزانه تمرین می کنیم تا در شرایط روحی مناسب، در زمان های خوب و بد باقی بمانیم. با پشتکار، صبر، تمایل جدی برای بهبودی، و حمایت هموطنان و نیروی برترمان، دریافته‌ایم که نمی‌توانیم وضعیت خود را یک روز در یک زمان بهبود بخشیم.


این صفحه توسط کمیته محتوای وب ITAA نوشته شده است. اگر می‌خواهید بازخورد خود را به اشتراک بگذارید یا در تلاش‌های ما مشارکت کنید، خوشحال می‌شویم از شما بشنویم یا از شما بخواهیم به یکی از جلسات ما بپیوندید. جزئیات بیشتر را می توان در کمیته های خدماتی صفحه


آخرین به روز رسانی صفحه در 11 نوامبر 2023